خرید بک لینک

مرد آزاری

و خداوند آدم را در آسایش و آرامش آفرید و برای آزار او حوا را خلق کرد

خواب دیدن 39

پریشب جمعه مورخ 11/24 خواب دیدم دوستم پیمان به منزل ما آمده، منزل قدیمی ما ، عمه های به اضافه خاله هایم با هم آمدند، قدیم ها به اینشکل می آمدند خانه ما بعد پیمان از یکی از دوستان عمه ام خوشش آمد و گفت می توانی با این صحبت کنی من می خواهم با او ازدواج کنم، گفتم مشکلی نیست من می توانم بهش بگویم ولی خودت چرا نمی گوئی ، گفت رویش را ندارم، من رفتم و با دختره صحبت کردم بهش گفتم دوستم از شما خوشش آمده و می خواهد با شما صحبت کند او هم قبول کرد، هرچه گشتم پیمان را ندیدم از عمه ناهیدم پرسیدم پیمان کوش گفت رفته بیرون از خانه توالت رفتم پیمان را پیدا کردم و گفتم بیا طرف منتظرت است او هم قبول کرد و گفت فقط چگونه سر صحبت را باز کنم، گفتم نترس ان هم با من، بعد دختر خاله ام امد و گفت این زن خوبی است من به پیمان گفتم ناراحت نباش این زنها همه مثل هم هستند حالا بیا صحبت کن، که از خواب پریدم

دو باره خواب دیدم مادرم سرزده با دو تا از همسن و سال های خودش آمدند تا همسرم مشکلشان را حل کند

دیشب شنبه مورخ 11/25 خواب دیدم که رفته ام ژاپن و دوستهایم آمدند به استقبالم بعد دخترم آمد و من به استقبالش رفتم و گفتم که می تواند در آنجا زندگی کند ناراحت شد و گفت مادرم چی گفتم ناراحت نباش اورا طلاق خواهم داد دخترم ناراحت شدو گفت پس من برمی گردم ایران پیش مادرم تا تنها نماند

دیشب چهار شنبه مورخه 11/29 خواب دیدم در حال جابجائی منزلمان هستیم ، به همسرم گفتم بروم شارژر را از طبقه بالا بیاورم، او قبول نکرد و به زحمت رازی اش کردم و در موقع رفتن دخترم که تازه از حمام آمده بود و حوله حمامش هم سرش بود اصرار کرد که او هم با من باید بیاید، به اتفاق رفتیم بالا ، طبقه بالا پدرم خدا بیامرز و شوهر خاله ام حمید اقای خدا بیامرز خوابیده بودند وارد که شدیم دیدم خواهر همسرم هم انجا خوابیده با تعجب گفت آمده اید اینجا چه کار گفتم امده ایم شارژ رم را بردارم گفت بروید پائین شارژر را برداشتم و سریع با دخترم آمدیم پائین دست همسرم را گرفتم و از خانه زدیم بیرون

برچسب: نویسنده: آریا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 9:23

صفحه بندی