خرید بک لینک

مرد آزاری

و خداوند آدم را در آسایش و آرامش آفرید و برای آزار او حوا را خلق کرد

خواب دیدن 35

دیشب مورخ 10/08 خواب دیدم که یک هیولای بزرگ ترسناک امده منزلمان خیلی ترسیدم که از خواب پریدم و همسرم هم متوجه ترسم شد

دیشب مورخ 10/09 خواب دیدم بهرام دوستم لباس مشکی پوشیده و با برادرش داردند مرغ قربانی می کنند و بین خودشون تقسیم می کنند من را دید و گفت بیا کمکم کن من هم گفتم مشکلی نیست ولی من دنبال شکر می گردم، قرار شد با هم بریم دنبال شکر

دیشب مورخ 10/10 خواب دیدم در خانه قدیمی هستیم و پدر و مادر و برادرانم پیشم هستند من داشتم بخاطر نداشتن خانه گریه می کردم، روی تاقچه اتاق یک اینه قدی بود پدرم من را بلند کرد و برد پیش آینه و هر دو با هم گریه کردیم، و گفت من هم ناراحت هستم تو خانه نداری

دیشب مورخ 10/11 خواب دیدم مدیر منابع انسانی قدیمی مان از بس شیرینی و تنقلات برایش اوردن و خورده داشت از چاقی می ترکید به من گفت ناراحت نباش برای تو هم سفارش دادم بیاورند

پریشب 10/13 خواب دیدم که در خانه مان یک ببر و یک شیر و دو تا توله اش است، شیر ماده لم داده بود و بچه هاش داشتند بازی می کردند و همسرم لم داده بود روی شکم شیره ماده و حال می کرد ، ببره تا من را دید به سمتم پرید و من خیلی ترسیدم دستش خیلی بزرگ بود به همسرم گفتم این ها مال کی هست گفت مال برادرت فرشید است رفتم برادرم را صدا کردم آمد همه شان را برداشت سوار ماشین پرشیای سفیدش کرد و رفت

برچسب: نویسنده: آریا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 9:23

صفحه بندی