خرید بک لینک

مرد آزاری

و خداوند آدم را در آسایش و آرامش آفرید و برای آزار او حوا را خلق کرد

خواب دیدن 34

دیشب مورخ 09/10 خواب دیدم پدرم در خونه قدیمی شون بود رفتم اونجا دیدنش بمن گفت صبر کن من کنار حوض شون ایستادم رفت از تو خونه برام انگور اورد و نشستیم با هم خوردیم

پریشب مورخ 09/14 جمعه خواب دیدم مادرم رفته پیش پدر و خاله خدا بیامرزم در یک ساختمان درحال ساخت که از اولی که پدرم فوت شده تا به حال من این ساختمان را دیدم که داشت پی می زد حالا همه کارهایش شده بود داشتم حیاطش را موزائیک می کرد، مادرم رفته بود پیش آنها گفتم مادر چرا رفتی گفت تو کار خودت را بکن اینجا نیا،

بعدش خواب دیدم همون دوستی که با هم دعوا کردیم امده داره با من صحبت می کند که من محلش نگذاشتم و رفتم

دیشب مورخ 09/15 خواب دیدم تمام زمین را برف پوشانده و هم کار هایم هم گیر کرده اند، فقط یکی شان به نام حمید با موتور رفت بقیه را من با ماشین بردم

دیشب مورخ 09/20 خواب دیدم رفتم امارات ، حاکم امارات یک شمشیر به من داده بود، هر کجا می رفتم بخاطر آن شمشیر همه به من احترام می گذاشتند و حرمتم می کردند. بعد نشستم کلی خامه خوردم، با همان شمشیر چه خامه خوشمزه ای بود

دیشب مورخ 09/24 خواب دیدم در اتاق کارم نشسته بودم و زنهای اداره همه داشتند میرفتند یک جائی بعد نمی دانم چرا همه آمدند از من خداحافظی کردند و من هم بهشون گفتم ، دارید میرید به سلامت من را چرا تنها می گذارید خندیدند و رفتند.

برچسب: نویسنده: آریا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 9:23

صفحه بندی