خرید بک لینک
بعد از قریب 10 سال دیروز بدون ماشین و با استفاده از مترو و خط 11 ( پیاده) به دنبال کارهای روز مره ام رفتم برایم خیلی جالب بود اصلا نیاز نبود که به دنبال جای پارک بگردم و یا نگران جریمه شدن و مواظب ماشین های دیگه و یا ابر پیاده باشم ، دیگه نیازی نبود یک چشمم به کیلومتر شمار و دیگری به عقربه بنزینم باشه ، خیلی راحت مثل یک فرد به دقدقه فقط به کتاب جلوی چشمم نگاه می کردم و موسیقی ملایم گوش می دادم ، البته بگم بعضی وقت ها هم مثل ادم هائی که تازه از زندان ازاد شده بودن به مردم تو خیابون نگاه می کردم که چه جالب به دنبال کارهای روزانه شون می رفتن یکی در حال صحبت راه می رفت یکی داشت دنبال چیزی می گشت ، یکی دست بچه اش رو گرفته بود و به دنبال خودش می کشید چند تا پیر مرد هم کناری نشسته بودند و با هم حرف می زنند. خیلی برایم جالب بود و از همه جالب تر اینکه ساعت 14 بعد از ظهر میدان تجریش چقدر ادم وجود داشت که داشتند توی گرما خرید می کردند و از همه جالب تر 90 درصد شون زن بودند، یعنی مردها کجان؟

باز من نوشته ای نوشتم و خبری از زنها توش بود، بقول همیشه پای یک زن یا چند زن در میون است . همیشه ولی تجربه خوبی رو دیروز گذراندم یادم 10 سال پیشم افتادم که بخاطر یک لقمه نان توی خیابونها بالا و پایین می کردم و خسته کوفته می رسیدم خونه،

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 8:50&nbsp توسط امیر متین |

برچسب: تهران,زیبا, نویسنده: آریا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 2:02

صفحه بندی