خواب دیدن 44 دیشب مورخ 05/26 خواب دیدم بیرون از خانه نزدیک خط راه اهن داشتم غذا می خوردم برای خانواده هم بردم کباب برگ بود با چنجه و دیدم دارند ناز می کنند برگش را برداشتم و خوردم و گفتم شما نمی دانید با چه زحمتی این را بدست اوردمدیشب مورخ 06/03 برای اولین بار یک خواب را دو مرتبه دیدم، دیدم که در خانواده پدریم هستم و همه دور هم جمع شده بودند و من در یک اتاقی را باز کردم دیدم دختر عموی پدرم به نام محبوبه مرده است و همه دورش جمع شده اند
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی
از زمانی که اینترنت ها را وصل کردن امروز مورخ 04/20 توانستم به وبلاگم دست پیدا کنم چند تا خواب دیدم که اصلا نتوانستم ثبت کنم ولی از امروز دوباره شروع می کنم به ثبت کردن
در این مدت یک بار خواب دیدم در صف نانوائی هستم و دارم نان می گیرم ببعد خواب دیدم درارم جوجه کباب می خورم در اداره خواب دیدم شوهر خاله همسرم به نام سیرو خان در اشغال ها دنبال چیزی می گشت بعد به خانه ای در یک مکان عرب نشین رفت و از انجا به آسمان رفتبعد خواب دیدم که یک خانه ای را بمباران کردند که در آن پر طلا بود دست کردم طلاها را
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی

دیشب مورخ 05/04/20 خواب دیدم شرکت به من و همکارم کیک داده چه کیک بزرگی من یک تیکه بسیار بزرگ برداشتم و خوردم و بعد بقیه اش را به رستوران بردیم برای اینکه خراب نشود دیدم در آنجا هم خیلی کیک دیگر بود و بقیه بچه ها هم کیک هایشان را اورده بودند انجا
امروز مورخ 04/22 به همکارم حکم سرپرستی دادند و خدا را شکر حقوقش زیاد شد
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی
دیشب مورخ 04/27 خواب دیدم داشتم با یک خانمی در ده سکس می کردم بعد یاد همسرم افتادم از خونه زدم بیرون چند سگ به من حمله کردن با یک کنده درخت بهشون حمله کردممجدد خواب دیدم با دخترم رفتیم ژاپن مجدد مجبور شدیم برگردیم ایران
دیشب مورخ 05/03 خواب دیدم رفتم کلی از وسایل احمدی نژاد را برداشتم و بردم فروختم، همه می گفتند نمی ترسی ، گفتم نه اینهمه اینها خوردند حالا من بخورمدیشب مورخ 05/08 خواب دیدم با مادرم در خانه نشسته بودیم که عموی مرحومم با همسرش آمدند و خبر فوت پدرم را دادند خیلی گریه کردم بعد پیش خ
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی
مرد آزاریو خداوند آدم را در آسایش و آرامش آفرید و برای آزار او حوا را خلق کردخواب دیدن 34دیشب مورخ 09/10 خواب دیدم پدرم در خونه قدیمی شون بود رفتم اونجا دیدنش بمن گفت صبر کن من کنار حوض شون ایستادم رفت از تو خونه برام انگور اورد و نشستیم با هم خوردیمپریشب مورخ 09/14 جمعه خواب دیدم مادرم رفته پیش پدر و خاله خدا بیامرزم در یک ساختمان درحال ساخت که از اولی که پدرم فوت شده تا به حال من این ساختمان را دیدم که داشت پی می زد حالا همه کارهایش شده بود داشتم حیاطش را موزائیک می کرد، مادرم رفته بود پیش آنه
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی
مرد آزاریو خداوند آدم را در آسایش و آرامش آفرید و برای آزار او حوا را خلق کردخواب دیدن 35دیشب مورخ 10/08 خواب دیدم که یک هیولای بزرگ ترسناک امده منزلمان خیلی ترسیدم که از خواب پریدم و همسرم هم متوجه ترسم شددیشب مورخ 10/09 خواب دیدم بهرام دوستم لباس مشکی پوشیده و با برادرش داردند مرغ قربانی می کنند و بین خودشون تقسیم می کنند من را دید و گفت بیا کمکم کن من هم گفتم مشکلی نیست ولی من دنبال شکر می گردم، قرار شد با هم بریم دنبال شکردیشب مورخ 10/10 خواب دیدم در خانه قدیمی هستیم و پدر و مادر و برادرانم
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی
مرد آزاریو خداوند آدم را در آسایش و آرامش آفرید و برای آزار او حوا را خلق کردخواب دیدن 36دیشب مورخ 04/10/17 خواب دیدم که تا به حال ندیده بودم، خواب دیدم با ماشین پیکان پدرم دارم میرم دفتر مرکزی کت شلوار پوشیده بودم و کراوات قرمزه ام را هم با خود برده بودم ، پدرم خدا بیامرز راننده بود و پسر دائیم بهمن خدا بیامرز هم بیشم نشسته بود، کراواتم را زدم بهمن به من خندید و گفت نیازی نیست پیش مدیرت می روی کراوات بزنی تازه بلد نیستی اجازه بده من بزنم ، کلی دوتائی سر کراوات زدن بهمن خندیدیم بعد رسیدیم به یک
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی
مرد آزاریو خداوند آدم را در آسایش و آرامش آفرید و برای آزار او حوا را خلق کردخواب دیدن 37امروز 11/01 است و بعد از سه هفته اینترنت با زحمت زیاد به صورت قطره چکانی وصل شدهسه شب پیش مورخ 10/28 خواب دیدم عموی خانمم به نام عمو رضا یک هندوانه خرید رفته دیدن پدرم، پدرم اصلا تحویلش نگرفت و ناراحت شده و گفت چرا من را تحویل نمی گیری پدرم گفت: تو برای بچه من کاری نکردی و من تو را تحویل نخواهم گرفت، بعد دو تائی هندونه را خوردند و عموی خانمم هندونه را روی سرش گذاشت طوری که تا گردنش مخفی شد بعد یک جعبه برداشت
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی
مرد آزاریو خداوند آدم را در آسایش و آرامش آفرید و برای آزار او حوا را خلق کردخواب دیدن 38دیشب مورخ 04/11/21 خواب دیدم که من با همسرم و مادرم به اتفاق به شمال رفتیم برای خرید نمی دانم چه اتفاقی افتاد که هر سه می بایست از طبقه زیرین یک پاساژ به طبقه بالا می رفتیم ولی بجای پله نرده بان داشت و نرده، مادرم به نرده اویزان شده بود که نرده شکست و من دست مادرم را گرفتم و کمکش کردم که به سلامت بالا رود ولی همسرم به من گوش نکرد و به نرده چسبید هر چه گفتم این خطر دارد توجه نکرد، صاحب پاساژ یک کابل برق به هم
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی


خوشبختانه یکی از دوستانم بهم پیشنهاد داده که در انیمیشنی که می خواهد بسازد شرک حرفه ای داشته باشم و من هم قبول کردم و اولین سناریو را برایش فرستادم و اوو هم قبول کرده
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی
مرد آزاریو خداوند آدم را در آسایش و آرامش آفرید و برای آزار او حوا را خلق کردخواب دیدن 39پریشب جمعه مورخ 11/24 خواب دیدم دوستم پیمان به منزل ما آمده، منزل قدیمی ما ، عمه های به اضافه خاله هایم با هم آمدند، قدیم ها به اینشکل می آمدند خانه ما بعد پیمان از یکی از دوستان عمه ام خوشش آمد و گفت می توانی با این صحبت کنی من می خواهم با او ازدواج کنم، گفتم مشکلی نیست من می توانم بهش بگویم ولی خودت چرا نمی گوئی ، گفت رویش را ندارم، من رفتم و با دختره صحبت کردم بهش گفتم دوستم از شما خوشش آمده و می خواهد با
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی


دیشب مورخ 1404/12/02 خواب دیدم که پدرم آمده پیش مادرم انقدر خوشحال شدم رفتم بغلش کردم و بوسیدمش بهش گفتم خیالم راحت بود مامان تنهاست عصابم خورد می شه بعد دیدم زنگ درمان را می زنند رفتم دم در دیدم یک نفر آمده آمار می خواهد بگیرد گفتم برو مدارک بیار گفت اشتباه زنگ زدم همسایه بغلیتان می خواهند بروند من زنگ خانه شما را زدم
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی
بالا خره بعد از کلی زحمت ها که در حوضه نویسندگی کشیدم اولین کتابم چاپ شد به نام روش نوین تجارت اقدر پروسه سختی بود که حالا که چاپ شده باورش نمی کنم ، از اسمش که پدر بد و پدر بدتر بود تبدیل شد به روش نوین تجارت جلدش که هیچی انقدر ایراد گرفتند که وقتی الآن نگاهش می کنم با اونچیزی که من می خواستم خیلی فرق داره ، ضمینه صورتی با تذهیب انگار کتاب مذهبی ولی بالاخره یکیش چاپ شد حالادارم دومیش رو می نویسم
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی