از زمانی که اینترنت ها را وصل کردن امروز مورخ 04/20 توانستم به وبلاگم دست پیدا کنم
چند تا خواب دیدم که اصلا نتوانستم ثبت کنم ولی از امروز دوباره شروع می کنم به ثبت کردن
در این مدت یک بار خواب دیدم در صف نانوائی هستم و دارم نان می گیرم ب
بعد خواب دیدم درارم جوجه کباب می خورم در اداره
خواب دیدم شوهر خاله همسرم به نام سیرو خان در اشغال ها دنبال چیزی می گشت بعد به خانه ای در یک مکان عرب نشین رفت و از انجا به آسمان رفت
بعد خواب دیدم که یک خانه ای را بمباران کردند که در آن پر طلا بود دست کردم طلاها را برداشتم ، ........... فردای همان روز خانه یکی از دوستانم در قم را زدند و هرچه طلا داشت در زیر اوار یا گم شد یا دزدیه شد
خواب دیدم مادر همسرم یک فرزند پسر بدنیا آورده
در تاریخ 04/12/29خواب دیدم یک هیولای وحشت ناک به سمت من حمله کرد که از ترس از خواب پریدم
در تاریخ 04/12/28 دیدم حاله عمه ام خیلی بده
05/01/11 خواب دیدم برادرم فرشید داشت ماهی گیری می کرد و یک ماهی خوب بدست آور
05/01/16 خواب دیدم پدرم در خانه مان خوابیده بود و من بچه دار شده بودم
05/01/17 خواب دیدم یک گوسفند داشتم شقه می کردم و خورد می کردم برای خوردن
برچسب:
نویسنده: آریا رفیعی